تبليغاتX
81
زكات علم، انتشار آن است
 

 

ارزو

یک زوج در اوایل ۶۰ سالگی، در یک رستوران کوچیک رمانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.
ناگهان یک پری کوچولوِ قشنگ سر میزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجی اینچنین مثال زدنی هستین و درتمام این مدت به هم وفادارموندین ، هر کدومتون می تونین یک آرزو بکنین.
خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من می خوام به همراه همسر عزیزم، دور دنیا سفر کنم.
پری چوب جادووییش رو تکون داد و اجی مجی لا ترجی ….

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 18:19  توسط 81  | 

روزی روزگاری در روستایی در هند;مردی به روستایی ها اعلام کرد که برای خرید هر میمون ۱۰ دلار به انها پول خواهد داد.روستایی ها هم که دیدند اطرافشان پر است از میمون به جنگل رفتند و شروع به گرفتن کردند و مرد هم هزاران میمون به قیمت ۱۰ دلار از انها خرید ولی با کم شدن تعداد میمون ها روستایی ها دست از تلاش کشیدند.به همین خاطر مرد این بار پیشنهاد دادبرای هر میمون به انها ۲۰ دلار خواهد پرداخت.با این شرایط روستایی ها فعالیت خود را از سر گرفتند پس از مدتی موجودی باز هم کمتر و کمتر شد تا روستائیان دست از کار کشیدند و برای کشاورزی سراغ کشتزارهایشان رفتند.

این بار پیشنهاد به 25دلار رسید و در نتیجه تعداد میمون ها انقدر کم شد که به سختی می شد میمونی برای گرفتن پیدا کرد.این بار نیز مرد تاجر ادعا کرد که برای خرید هر میمون ۵۰ دلار خواهد داد ولی چون برای کاری باید به شهر می رفت کارها را به شاگردش محول کرد تا از طرف او میمونها را بخرد.

در غیاب تاجر شاگرد به روستایی ها گفت:"این همه میمون در قفس را ببینید!من انها را به 35دلار به شما خواهم فروخت تا شما پس از بازگشت مرد انها را به ۵۰ دلار به او بفروشید."روستایی ها که وسوسه شده بودند پولهایشان را روی هم گذاشتند و تمام میمونها را خریدند...البته از ان به بعد دیگر کسی مرد تاجر و شاگردش را ندید و تنها روستایی ها ماندند و یک دنیا میمون...!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 18:36  توسط 81  | 

 

 

خسرو و شیرین معروفترین داستان عاشقانه ایرانی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 12:22  توسط 81  | 

 

حكايت بسيار جذاب گروه 99


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 11:18  توسط 81  | 

 
داغ کن - کلوب دات کام